مرتضى راوندى

86

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مراسم و آدابى اجرا مىكرد و به اين ترتيب ، خير و بركت را شامل سراسر كشور مىساخت . . . در چين هيچوقت روحانيان حكومت مطلق نيافتند و چينيان كه اصولا مردمى اهل عمل و واقع‌بين بودند مذهب را ضميمهء دولت ساخته و آن را وسيلهء تقويت نيروى حكومتى قرار دادند . . . و كشور را از آفت و كشمكش دايمى بين روحانيان و طبقهء فرمانروا رها ساختند . « 163 » 2 . عقايد خرافى در غرب مردم يونان و روم نيز ، در عهد باستان به زندگى پس از مرگ معتقد بودند . فوستل دوكولانژ مىنويسد : در يونان قديم عادت براين بود كه چون مرده‌اى را به خاك مىسپردند ، سه‌بار روح او را به نام مىخواندند و دعا مىكردند كه در زير خاك به نيكبختى زندگى كند و سه‌بار به او مىگفتند كه : سعادت با تو يار و جانت از رنج خاك فارغ باد . . . روى قبر مىنوشتند كه « اينجا آرامگاه فلان » است . و اين عبارت كه پس از قرنها به ما رسيده و اكنون نيز متداول است ، يادگارى از عقايد ديرينهء بشر مى - باشد ، درصورتىكه امروز فى الحقيقه هيچكس گور را آرامگاه وجودى جاودانى نمىشمارد . « 164 » علاوه‌براين ، كليه اسباب و لوازم زندگى را نيز همراه مردگان به خاك مىسپردند . . . در ظرف سال ، روزهاى معين ، مردگان را طعام مىبردند . . . كسان مرده قبر او را از گل و گياه مىپوشانيده و بر آن شيرينى و ميوه و نمك نهاده بر خاكش شير و شراب و گاه خون قربانى مىريخته‌اند . . . براى هريك از قبور سوراخى مخصوص مىساختند تا فرستادن طعام به آرامگاه مردگان سهل شود . هرگاه براى اموات قربانى مىكردند ، گوشت آن را تماما در آتش مىسوختند تا زندگان را نصيبى نباشد . مردگان را از جملهء مقدسات مىدانستند و گمان مىكردند كه هركس بميرد به مقام خدايى مىرسد . « يونانيان اموات را خدايان زير خاك مىخواندند . » « 165 » پرستش مردگان مخصوصا در بين مردم يونان و روم و هند مرسوم بوده است « و گمان داشتند كه هرگاه غذاى مخصوص مردگان قطع شود از گور بيرون آمده سرگردان مىشوند و بازماندگان را بسبب آن غفلت نفرين مى - كنند . . . برايشان امراض گوناگون مىفرستند و خاك مزارعشان را بيحاصل ساخته هرگونه آسايش را از آنان سلب مىكنند . » « 166 » همين كه تقديم هدايا آغاز مىشد درميان زندگان و اموات صلح مىشد . « مذهب پرستش اموات ظاهرا قديميترين مذاهب نوع بشر است . . . چنان به نظر مىرسد كه ديانت نيز اصولا از همينجا ناشى شده است . همچنين بعيد نيست كه انسان در آغاز كار از ديدن مرگ به ما فوق طبيعت متوجه گشته و طاير اميد را به دنيايى برتر از دنياى مرئى پرواز داده باشد . » « 167 » مردم آن دوران چون به گورى مىرسيدند ، مىگفتند : « اى آنكه در

--> ( 163 ) . سير تمدن ، پيشين ، ص 492 به بعد . ( 164 تا 167 ) . فوستل دوكولانژ ، تمدن قديم ، ترجمهء نصر اللّه فلسفى ، ص 3 ، 7 ، 10 .